خانه » راهکارهای افزایش جمعیت در وضعیت کنونی

راهکارهای افزایش جمعیت در وضعیت کنونی

Photo 9 2026 09 15 13 35 02

یکی از اقدامات مؤثر در افزایش جمعیت، ارائه الگوی حضور اجتماعی زنان است. حضور اجتماعی زنان نباید مانع ازدواج و زاد و ولد تلقی شود. باید الگوهایی به جامعه عرضه شود که نشان دهد زنان با وجود تحصیل و اشتغال موفق بوده اند و فرزندان موفقی را نیز تربیت کرده اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، چندی پیش بخش اول پژوهش استاد معلمی؛ پژوهشگر و رئیس گروه فرهنگی و اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی پیرامون «کاهش و جهش جمعیت» تقدیم خوانندگان محترم گردید.

بخش دوم این پژوهش که در رابطه با راهکارهای افزایش جمعیت می باشد، تقدیم می گردد.

1ـ افزایش جمعیت و مسئله تخصیص امکانات

همۀ مسائلی که در بخش اول پژوهش گفته شد، باعث افزایش سن ازدواج و کاهش زاد و ولد شده است. بدین ترتیب پدران و مادران یا تمایلی به داشتن فرزند ندارند و یا به داشتن یک یا دو فرزند اکتفا می کنند.

این وضعیت، بسیار خطرناک است. کشوری که در تقابل دائمی تمدنی با مستکبرین جهان و تمدن غربی است، باید جمعیتی جوان، پرتوان و نوآور داشته باشد. رکود جمعیتی باعث کاهش رشد جمعیت شده و به پیری جمعیت منجر می شود. جمعیت پیر فاقد نوآوری، تحول خواهی و شجاعت است و به سازش با شرایط تمایل دارد. به هر حال روند رشد جمعیت کارشناسان جامعه اعم از سیاست گذاران و دانشمندان اجتماعی را به این نتیجه رسانده که وضعیت کنونی جمعیت بسیار خطرناک است و به سرعت باید مانع کاهش جمعیت یا پیر شدن جمعیت شد.

البته این نظر، اکنون نیز مخالفانی دارد، که معتقدند جمعیت باید به لحاظ کیفی جمعیت مناسبی باشد نه از لحاظ تعداد؛ آنها جمعیت زیاد را به تنهایی عامل قدرت نمی دانند. به عقیده آنها جمعیت کیفی عامل قدرت است. البته این به نسبتی درست است. اما از طرفی رشد کیفی لزوماً به معنی کاهش جمعیت نیست و رشد جمعیت ضرورتاً مانع رشد کیفی نخواهد شد. اگر که سازمان دهی اجتماعی، یا سازمان دهی خانوادگی درست باشد.

این عده معتقدند امکانات کشور برای رشد جمعیت مناسب نیست و تصور می کنند با افزایش جمعیت امکانات کاهش می یابد و نسل های بعدی با مشکلات فراوانی روبه رو می شوند. این اظهارنظرها تا حدودی احساسی و فاقد دقت علمی است؛ چرا که بزرگ ترین امکان و عامل قدرت یک کشور نیروی انسانی است. نیروی انسانی توانمند است که امکانات بالقوه را بالفعل می کند. اگر یک جامعه مانند دویست سال پیش رفتار کند که برای تامین انرژی هیزم بسوزانند زغال بسوزاند رشد جمعیت آن نیز باید به توقف کشیده شود و ممکن است همۀ جنگل های خود را طی یک سال به هیزم و زغال تبدیل کند.

یافتن منابع جدید انرژی مانند سوخت های هیدروکربنی، نفت و مشتقات آن، انرژی خورشید، انرژی باد، انرژی گرمای درون زمین و حتی انرژی هسته ای و راه های استفاده از آنها توسط نیروی انسانی صورت می گیرد. برای مثال کشاورزی به شیوه قدیم، میزان برداشت محصول از یک قطعه زمین را بسیار محدود می کند در حالی که یافتن راه های جدید استفاده بهینه از آب و زمین حتی تغییرات ژنتیکی باعث افزایش محصولات کشاورزی می شود. این نوآوری ها به وسیله انسان ایجاد می شود. این ادعا که هر فرد اضافه مساوی با یک عامل مصرف اضافه است، ادعای دقیقی نیست.

هر یک نفر اضافه، فقط یک دهان اضافه نیست بلکه دو دست اضافه و یک فکر اضافه هم هست؛ به عبارتی در رد این ادعای احساسی، باید آن پاسخ احساسی را مطرح کرد. در حالی که به صورت منطقی، عامل جمعیت و به عبارتی نیروی انسانی موجب افزایش قدرت است؛ البته مشروط به اینکه به شکل صحیح تربیت و سازماندهی شود؛ بنابراین اشکالاتی که در این زمینه وجود دارد بیش از هر چیز به ساختارها و تنظیمات اجتماعی بستگی دارد.

امروزه شاید ادعا شود که یکی از بهره مندترین کشورها، کشورهای اروپایی یا آمریکا هستند. اما آیا افرادی که در آمریکا زندگی می کنند و جزو یک درصد ثروتمند جامعه هستند، به امکانات زندگی خود قانع هستند؟ غرب ساختاری به وجود آورده که برای مثال امکانات فراوان کشوری مانند آمریکا در اختیار یک درصد از جمعیت آن قرار دارد و علاوه بر این سعی می کند از امکانات سایر کشورها نیز به نفع خود استفاده کند؛ به عبارت دیگر حتی فقر خود را صادر و از مواد اولیه، نیروی کار ارزان و بازار مصرف سایر کشورها بهره برداری می کند.

این حرص و طمعی که در یک طبقه خاص ایجاد می شود به هیچ وجه قابل اشباع نیست؛ بنابراین عامل بروز فقر در یک جامعه، وجود امکانات کم نیست بلکه به نسبتی مربوط به ساختار و سازمان اجتماعی آن جامعه است. اگر الگوی توزیع و تخصیص امکانات اجتماعی و قوانین تخصیص، تولید، توزیع و مصرف، قوانین درستی باشد ـ که در فرهنگ اسلامی درباره همۀ این موارد، مطالب بسیار زیادی وجود داردـ فقر و بیکاری و ظلم و استثمار به شکلی که امروز در جهان وجود دارد بروز نخواهد کرد. اگر کسی بخواهد از این نظر دفاع کند بهتر است از بحث های احساسی فاصله بگیرد و به بحث دقیق علمی بپرازد.

اگر الگوهای زندگی تغییر کند، وجود چه امکانی برای چه جمعیتی لازم است؟ انسان حریصی که همۀ دنیا را در اختیار دارد، به فرموده امام (ره)، اگر بداند که در سایر کرات هم چیزی هست می گوید: من آن را هم می خواهم. البته این فرمایش امام مربوط به اصلِ خداجویی انسان است که امروزه شکل مادی غلطی پیدا کرده است. انسان دنبال مطلق است و از آنجا که مطلق در دنیا و در امور مادی قرار ندارد بنابراین انسان می خواهد همه چیز را در تملک خود داشته باشد. این اندیشۀ و ساختار اجتماعی متمرکز و نظام تولید و توزیع متمرکز لوازم خاصی دارد.

بدین ترتیب طبقه بندی مصرفی و به عبارتی طبقه بندی اقتصادی در جامعه به وجود می آید که طبقات پایین را نسبت به طبقۀ بالاتر و آخرین طبقه را نیز نسبت به اوهام و آمال تحریک می کند که البته هیچ یک از آنها هم اشباع نخواهد شد. این از لوازم خاص این الگو است. با تغییر این الگو همه چیز تغییر خواهد کرد. حال اینکه الگوی اسلامی چیست و کدام یک از احکام اقتصادی و اجتماعی اسلام باید در بخش تولید، توزیع، مصرف و در بخش معاملات پولی، به کار گرفته شود، از مباحث دقیق اقتصادی است.

پس از این تحلیل نوبت به برنامه ریزی متناسب با شرایط موجود است. در این برنامه ریزی باید دقت کرد که بار دیگر دچار جامعه جهش جمعیتی نشود. البته بسیار بعید است که چنین جهشی اتفاق افتد. ولی به هر حال برنامه ریزان، سیاست گذاران جامعه باید به عواقب سوء جهش جمعیت توجه داشته باشند.

۲- راهکارهای افزایش جمعیت در وضعیت کنونی

در این زمینه راهکارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی وجود دارد که باید به آن ها توجه کرد. این راهکارها باید ناظر به ریشه های رکود جمعیتی باشد. به عبارت دیگر راهکارهای مقابله با مشکل باید متناسب با علت بروز مشکل باشد. راهکارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وجود دارد. اما مسلم این است که راهکار اصلی باید متناسب با علت بروز مشکل باشد.

ـ راهکارهای کم اثر برای افزایش جمعیت

به عنوان راهکار اقتصادی، می توان یارانه های جلوگیری از بارداری و وسائل پیشگیری را حذف کرد. ظاهراً در چند روز اخیر هم وزارت بهداشت و درمان، چنین تصمیمی داشته و بودجه مربوط به این امر را حذف کرده  است. بدین ترتیب اگر کسی بخواهد خود را مقطوع النسل کند، باید هزینه های آن را بپردازد.

چرا که دولت هیچ یارانه ای در این زمینه پرداخت نخواهد کرد. این اقدامات اثر جزئی دارد؛ همچنین ارائه تسهیلات مالی به کسی که قصد فرزنددار شدن دارد با آنکه مؤثر است اما کم اثر می باشد. در مثالی دیگر اگر با طبقه بندی یارانه ها به بیش از چهار فرزند هم کوپن داده شود، بیمه شوند و یا حتی به فرزندان بیش تر یارانه بیشتری داده شود کم اثر است؛ اگر هم موثر باشد ممکن است جمعیت را به صورت نامتعادل افزایش دهد؛ به این معنا که زاد و ولد در مناطقی که مردم فقر اقتصادی شدید دارند افزایش می یابد.

البته شاید این طرح بهتر باشد که یارانه پرداخت شود اما تا زمان معینی در اختیار خانواده قرار نگیرد. مانند پیشنهاد دولت نهم که برای هر کودکی که به دنیا می آید یک سپرده بانکی افتتاح شود و به مرور هم دولت و هم خانواده مبلغ سپرده را افزایش دهند. شاید آثار منفی این شیوه کم تر باشد ولی به هر حال ممکن است جمعیت را نامتوازن کند. اگر براین اساس در مناطق محروم جمعیت افزایش یابد هیچ تضمینی وجود ندارد که این جمعیت به صورت کیفی پرورش و تربیت شود. خانواده هایی که به محض بهتر شدن نسبی وضعیت اقتصادی حاضر به بچه دار شدن می شوند، معلوم نیست بتوانند فرزندان خود را خوب تربیت کنند. بنابراین این اقدام نیز خیلی مؤثر نخواهد بود.

به نظر می رسد ابتدا باید تبلیغات فراوان رسانه ای اعم از رسانۀ ملی و غیر ملی، در مورد کاهش جمعیت قطع شود. بعضی از این تبلیغات مستقیم و بعضی از آنها غیر مستقیم است. در تبلیغات مستقیم خانواده های پر جمعیت را به سخره می گیرند و خانواده های کم جمعیت را بهره مند و در رفاه نشان می دهند؛ در تبلیغات غیر مستقیم یک زندگی متداول بدون فرزند یا با فرزند کم، تبلیغ میشود.

امروزه در فیلم های ایرانی و حتی در سریال های خارجی به ندرت فرزندی وجود دارد. اگر هم بیش از یک یا دو فرزند در فیلمی باشد، حتماً جنبۀ طنز دارد. به هر حال این تبلیغات جامعه را به سمت کاهش جمعیت سوق می دهد. می توان تولید این گونه فیلم ها و سریال ها را محدود کرد و یا بر خلاف آنها فیلم ساخت. بهترین عامل تبلیغ سبک زندگی خاص و ترویج آن تولیدات نمایشی و بستر تحقق آن صدا و سیما است. رسانه ها می توانند به راحتی آداب متفاوتی را در زندگی تبلیغ کنند و یک سبک را زشت و دیگری را زیبا نشان دهند. بااین حال تمام این اقدامات هم کم اثر است.

ـ ارائه الگوی حضور اجتماعی زنان، متناسب با ازدواج و زاد و ولد

مهم ترین عامل، حضور اجتماعی زنان است. حضور اجتماعی زنان نباید مانع ازدواج و زاد و ولد تلقی شود. باید الگوهایی به جامعه عرضه شود که نشان دهد زنان با وجود تحصیل و اشتغال موفق بوده اند و فرزندان موفقی را نیز تربیت کرده اند. در این الگوسازی باید نشان داد که اشتغال زنان مانع همسرداری و فرزندداری نیست. می توان زنان موفقی را که علاوه بر حضور اجتماعی مناسب، در وظیفه همسرداری و فرزندداری خود هم موفق بوده اند به عنوان الگو معرفی کرد.

در تبلیغات باید نقش مهم محیط خانواده را در تربیت فرزندان و تاثیر آن در سیاست، اقتصاد و فرهنگ جامعه تبیین کرد. خانواده اولین کانون تربیت انسان است. جامعه ای که فرزندانش در کانون خانواده تربیت نشود و بنیان خانواده در آن به جای محبت و ایثار بر پایه جنگ و ستیز و تخریب شکل گیرد دچار مشکلات خانوادگی است. وجود چنین مشکلی در جوامع غربی به راحتی قابل مشاهده است.

بنابراین نباید تصور کرد که حضور زنان در فعالیت های اجتماعی تنها عامل ارتقای شخصیت اجتماعی آنان است و برعکس خانه داری و ایجاد محیط امن و ایثار و محبت در خانه برای تربیت مناسب فرزند ضد ارزش و کاری بیهوده است که تاثیری در اجتماع ندارد. شخصیت های بزرگ هر کشوری تحت تربیت مادرانی متعهد و در یک محیط سالم خانوادگی پرورش یافته اند. باید مشخص کرد که حضور اجتماعی زنان در کجا و به چه صورتی مناسب و کجا و به چه صورتی غیر مناسب است. این نکته درباره آقایان هم مطرح است. اما از آنجا که عامل اصلی افزایش جمعیت زنان هستند. حضور اجتماعی مناسب زنان از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا سن بارداری زنان محدود است.

ـ مناسب سازی رشته های تحصیلی با خصوصیات جنسی

یکی از اقدامات موثر، مناسب سازی رشته های تحصیلی با ضرورت های اجتماعی و با خصوصیات جنسی است. یکی از مشکلات این است که بعضی از رشته ها که انتقال دانش و مهارت در آن به سادگی انجام می شود مانند رشته های علوم انسانی، در هر دانشگاهی وجود دارد و هر دانشگاه غیر انتفاعی ای نیز در یک محیط بسیار محدود این رشته ها را ارائه می دهد. حتی مدیریت این دانشگاه ها از مدیریت یک مهدکودک هم ساده تر است. بنابراین در عمل ورودی بعضی از رشته ها، افزایش می یابد که متناسب با شرایط کشور نیست.

اگر مردی در رشته ای که با شرایط کشور سازگار نیست تحصیل کند در یافت شغل با مشکل مواجه می شود و در نتیجه نمی تواند ازدواج کند. زنان هم پس از تحصیلات دانشگاهی با توجه به اینکه مناسبات اجتماعی شان تغییر می کند به سادگی نمی توانند ازدواج کنند. این در حالی است که اگر جمعیت یک منطقه بیش از حد باشد، برای پیدا کردن شغل، رقابت ایجاد می شود. از طرفی تعدادی از این مشاغل محدودی هم توسط خانم ها تصاحب می شود که ممکن است ازدواج کرده باشند و همسرشان هم شاغل باشد؛ در این صورت یک موقعیت شغلی را اشغال کرده و مانع ورود مرد جوانی می شود که می تواند به وسیله این شغل درآمد کسب کرده و ازدواج کند.

بدین ترتیب رقابت بر سر تصاحب شغل افزایش می یابد و مشکلاتی را به وجود می آورد. بنابراین باید مشخص شود که کشور در هر رشته ای اعم از کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترا و… به چند نفر فارغ التحصیل در سال های آینده نیاز دارد تا متناسب با نیاز کشور دانشجو پذیرفته شود. به صرف وجود ظرفیت دانشگاه ها نباید دانشجو پذیرفته شود. نکتۀ دوم این است که رشتۀ تحصیلی باید با جنسیت دانشجو هماهنگ باشد. امروزه این عدم تناسب در جامعه وجود دارد. بعضی از آقایان و خانم ها در رشته هایی تحصیل می کنند که تناسبی با جنسیت آنها ندارد.

باید با تحقیقات جامعه شناسی، روان شناسی مبتنی بر معارف اسلامی مشخص شود که به تناسب خصوصیات جسمی، فکری، روحی و نقش هایی که زن و مرد در خانواده و اجتماع باید ایفا کند، در چه رشته هایی باید تحصیل کنند؛ کدام رشته ها مختص مردان و کدام رشته ها مختص زنان باشد و کدام رشته ها مشترک باشد؟ باید روشن شود که در هر رشته ای به چه نسبتی نیاز به تحصیل خانم ها و به چه نسبتی نیاز به حضور مردان وجود دارد. بدین ترتیب افراد، متناسب با ضرورت های خانوادگی، تمدنی و اجتماعی رشد پیدا کنند و پس از تحصیل در دانشگاه دانش و مهارت آنها مورد استفاده جامعه قرار گیرد. این برنامه ریزی باید مانع ایجاد توقعات نابه جا در افراد شود. تحصیلات دانشگاهی نباید باعث شود که افراد کار کردن در برخی مشاغل را دون شان خود بدانند. این نکته درباره ازدواج نیز مطرح است.

ـ پی گیری و دفاع از عدالت جنسیتی

وضعیت کنونی جامعه عدالت جنسیتی را بر هم زده است. نمونه بارز این عدم عدالت این است که پسرها بعد از دیپلم یک یا دو سال فرصت دارند که وارد دانشگاه شوند. اگر در این دو سال نتوانند وارد دانشگاه شوند باید به سربازی بروند. سربازی حدود دو سال طول می کشد. پسرها در همین یک یا دو سال یا از ادامه تحصیل منصرف می شوند یا حداقل طی این مدت از محیط تحصیلی دور می شوند. به همین دلیل در رقابت کنکور با خانم ها، تعداد پذیرفته شدگان مرد کمتر می شود. حتی اینکه تعداد شرکت کنندگان مرد کمتر می شود، یک علتش به این برمی گردد.

اگر رقابت آزاد باشد و عدالت جنسیتی رعایت شود خوب است اما باید متناسب با شرایط کشور، برای خانم ها هم طی کردن دوره هایی را تعریف کرد. خانم ها هم می توانند به شکل محدودتری آموزش نظامی ببینند. البته می توان برای خانم ها آموزش های متفاوتی را طی این دو سال تعریف کرد؛ دفاع غیر نظامی، امداد پزشکی، کمک های اولیه و… که می تواند در زندگی خانوادگی هم کاربرد داشته باشد. این آموزش ها می تواند متناسب با شرایط جنگ تعریف می شود که تعداد زیادی از مردان مجبور می شوند به جبهه ها بروند و در نتیجه اداره کشور بیش تر به دست خانم ها خواهد بود. همان گونه که پسرها برای مقابله با حمله ناخواسته آموزش نظامی می بینند و باید به جبهه ها هجوم ببرند.

خانم ها هم باید متناسب با خود آموزش ببینند و در وضعیت بحرانی به کشور کمک کنند. البته جایگاه زنان و نقشی را که باید در زمان جنگ بازی کنند متفاوت است. در صورت اجرای چنین طرحی تعادل جنسیتی برقرار شود و در نتیجه در پذیرش رشته های دانشگاهی نیز تعادل جنسیتی به وجود می آید. باید برای خانم هائی که می خواهند استخدام رسمی شوند یا حدی از فعالیت های اجتماعی را بپذیرند طی کردن این دوره اجباری باشد.

ـ مناسب سازی شغل مشخصات زنان یا مردان

تناسب شغل و وضعیت جنسی هم باید تعریف شود. باید بتوان در برنامه ریزی ها همچنین در کارهای فرهنگی، تناسب شغل را تعریف کرد. حقیقت این است که شایستۀ یک زن مسلمان ایرانی نیست که در مشاغل پستی کار کند که بعضی از مردان حاضر به انجام آن نیستند. مشاغلی که دستمزد بسیار پایینی دارد و تنش های روحی و روانی زیادی است شایسته نیست که یک خانم تلفنچی، منشی و یا فروشنده بوده و همیشه با مردان و زنان در ارتباط باشد و مدام تنش های اجتماعی را تحمل کند، فقط به این دلیل که این مشاغل دستمزد بسیار پایینی دارند و مردان حاضر نیستند در این مشاغل کار کنند.

در بعضی شرکت های خصوصی، فروشگاه ها و حتی سوپرمارکت ها و مغازه ها از خانم هایی استفاده می شود که دستمزدشان با هزینۀ رفت و آمد و پوشاکشان، تفاوت چندانی ندارد. آنها فقط برای اینکه شاغل باشند به این گونه مشاغل تن می دهند. چرا که شخصیت اجتماعی را در شاغل بودن می دانند. و خانه داری، فرزندداری و همسرداری را مغایر با شئونات اجتماعی تصور می کنند. بدین ترتیب با حضور زنان در این مشاغل دستمزد آن شغل ها پایین آمده و این فرصت های شغلی از مردان گرفته می شود. بنابراین مناسب سازی شغل و کیفیت شغل از مباحث مهم در این رابطه است، می توان بسیاری از شغل هایی را که امکان دورکاری در آنها وجود دارد، به عهدۀ خانم ها گذاشت.

بدین ترتیب یک خانم همزمان که در خانه حضور دارد و نیاز به حضور اجتماعی زیادی ندارد، می تواند امور شغلی خود را انجام دهد. امروزه بسیاری از کارهای رایانه ای را می توان در محیط خانه انجام داد. مشاغلی مانند خیاطی خانم ها، بهداشت و درمان خانم ها و امثال آنها اموری هستند که باید به عهده زنان باشد. در این گونه مشاغل، زنان مجبور نیستند مانند کارمندان بانک از ابتدای صبح تا بعد از ظهر در محل کارش حضور داشته باشد زن در این وضعیت نمی تواند به وظایف خود در قبال فرزندان و همسر خود بپردازد.

زن در چنین محیطی از قبیل صندوق دار بانک مدام با افراد مختلف برخورد دارد و نگران است که در دریافت و پرداخت ها دچار اشتباه نشده و در پایان روز کاری با کسری پول مواجه نشود؛ بنابراین مشاغل باید از نظر نوع کار، ساعات حضور، محیط کار و… مناسب سازی شوند. حضور خانم ها در محیط های محفوظ لوازمی دارد که با محیط های مختلط متفاوت است. محیط های کاری زنان تا آنجا که ممکن است باید مخصوص خانم ها باشد. برای مثال زنان باید در محیط بیمارستان مخصوص زنان، محیط آموزشی مخصوص زنان، محیط پرورشی مخصوص زنان و حتی محیط خرید و فروش مخصوص زنان به فعالیت بپردازند. این امر در اصلاح وضعیت نقش مهمی خواهد داشت.

ـ عبور از ازدواج های سخت به ازدواج های آسان

از دیگر بحث های مهم، ازدواج آسان است. موانع ازدواج بیش از هر چیز ناشی از نوع مسائل روحی، روانی و بینشی است. تصور می شود محدودیت مسکن و شغل مانع اصلی ازدواج است اما همۀ اینها به تعریف شغل و مسکن بستگی دارد؛ یعنی آیا زندگی یک زوج جوان همراه با پدر و مادر و استفاده از امکانات منزل والدین در آغاز زندگی ممکن نیست؟ در بعضی از خانواده ها انجام میشود نتیجه خوبی هم داشته است؛ در این شیوه مقدار هزینه¬های زندگی زوج جوان کاهش پیدا می کند و آنها می توانند با درآمد کمتری زندگی مشترک را شروع کنند. ازدواج هایی که با مشکلات اقتصادی اما همدلی و همفکری شروع می شوند. در آینده به زندگی بهتری می رسند.

در این صورت زندگی شیرین تری خواهند داشت. لازم نیست از اول توقع طرفین این باشد که پسر منزل و ماشین و شغل پردرآمد و دختر جهیزیۀ کامل داشته باشد. می توان ازدواج را با عقد شروع کرد و هم خانه شدن به تأخیر بیفتد؛ در بعضی از شهرستان ها مانند قم، مرسوم است که بین عقد و هم خانه شدن دو یا سه سال فاصله وجود دارد. در این سه سال جهیزیه فراهم می شود و پسر هم تحصیلات یا شغل خود را کامل می کند. بنابراین در ازدواج باید به سمت سهل گیری رفت و ازدواج را به یک امر آسان تبدیل کرد. ازدواج آسان هم باید بین افرادی که ازدواج اولشان است محقق شود و هم بین افرادی که در ازدواج اول خود شکست خورده اند یا همسر نامطلوب داشته اند و یا همسر خود را در اثر حادثه از دست داده اند.

امکان ازدواج آسان باید برای این افراد هم فراهم شود. براساس آموزه های دینی کسی که ازدواج می کند نیمی از دینش را حفظ کرده است. زن و مرد ستر و حجاب یکدیگرند خداوند از خزانۀ غیب خود به زن و مردی که ازدواج می کنند می بخشد. خداوند می فرماید شما دختران و پسران فقیر را به ازدواج یکدیگر در آورید؛ ما خود از خزانۀ غیب به آنها می بخشیم. نفرموده اند اول پول دار شوید بعد ازدواج کنید. اینها مواردی است که اگر مورد توجه قرار گیرند مؤثر واقع می شوند. این موارد از محورهای مهم افزایش حیا و غیرت اجتماعی هستند. خلاصه اینکه آنچه به حیا و غیرت اجتماعی لطمه می زند باید از زندگی و محیط اجتماعی حذف شود. متأسفانه بعضاً در رسانه ها به مسئله حیا و غیرت، طعنه می زنند و باعث تضعیف آن می شوند. اگر این معضلات حل شود محیط اجتماع دیگر محیط بهره مندی و تحریک جنسی نخواهد بود و اشباع جنسی تنها در محیط خانواده خواهد بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چاپ مطلب

مطالب مرتبط