حجتالإسلام محمدرضا کتابی
یومالله بیستودوم بهمن، صرفاً یک برگ از تقویم تاریخ نیست؛ بلکه شناسنامهی یک ملت، عید حقیقی آن و نقطهی عزیمت تاریخی یک ملت است. به تعبیر نغز و عمیق رهبر فرزانه انقلاب اسلامی: «بیستودوّم بهمن، عید حقیقى براى ملّت ما است؛ بیستودوّم بهمن براى ملّت ما در حکم عید فطرى است که ملّت در آن از یک دوران روزهی سخت خارج شد، دورانى که محرومیّت از تغذیهی معنوى و مادّى را بر ملّت ما تحمیل کرده بودند؛ بیستودوّم بهمن در حکم عید قربان است؛ زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملّت ما اسماعیلهاى خودش را قربانى کرد؛ بیستودوّم بهمن در حکم عید غدیر است [زیرا] در آن روز بود که نعمت ولایت -اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهى- براى ملّت ایران صورت عملى و تحقّق خارجى گرفت.» [۱]
آری، این روز حقیقتی زنده و جوشان در هر برهه از زمان و نقطهی پایانی بر دویست سال تاریخِ تاریکِ ذلت و انفعال ملتی بزرگ، و سرآغاز حرکتی است که مسیر تاریخ معاصر را دگرگون ساخت. برای درک عظمت این انقلاب کبیر، باید آن را نه به مثابه یک حادثه، که به مثابه یک «پدیده» بینظیر و یک «شجرهی طیبه» ریشهدار نگریست؛ پدیدهای که ماهیت آن با تمام انقلابهای بزرگ جهان متفاوت است.
یومالله بیستودوم بهمن، سالگرد طلوع عصری جدید در عالم و تجلی «کَلِمَهً طَیِّبَهً» در قامت «شَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ» است (سوره ابراهیم، آیه ۲۴)؛ درختی که ریشههایش در اعماق ایمان این ملت استوار گشته و شاخسارش امروز، علیرغم چهار دهه طوفانهای سهمگین، به آسمان عزت و اقتدار سر کشیده است. برای درک عظمت بینظیر این پدیده، باید ماهیت استثنایی آن را شناخت. آن روز که جهان میان شرق و غرب مادی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران با قدرت و شکوه پا به عرصه ظهور گذاشت. این تنها یک تحول سطحی و محدود به جابجایی قدرت نبود؛ بلکه یک انقلاب مردمی، دینی، اصیل و غیروابسته بود که توانست نظام فاسد و وابسته را براندازد و سخنی نو در عالم طنینانداز کند: «مردمسالاری دینی»؛ ترکیبی که در تاریخ بیسابقه بود و توانست دنیا و آخرت، مردم و خدا را در ساختار یک حکومت گرد هم آورد.
این انقلاب، پایان یک شب دویستسالهی تاریک و ذلتبار بود؛ دورانی که ایران، با آن مواریث عظیم تمدنی، به ملتی منزوی، تحقیرشده و در حضیض ذلت سیاسی قرار داشت. امام خمینی (ره)، آن رهبر الهی، فرهنگ قرآنی «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹) را در کالبد این ملت دمید و فرهنگ «خداباوری» و «خودباوری» را در دلها و جانها جایگزین ساخت. این انقلاب، در ماهیت خود استثنایی بود. برخلاف انقلابهای بزرگ تاریخ چون انقلاب فرانسه یا شوروی که پس از مدتی از آرمانهای اولیهی خود منحرف شدند و به ضد خود بدل گشتند، انقلاب اسلامی به برکت اتکا به ایمان الهی و حضور بیبدیل مردمی، «صراط مستقیم» خود را گم نکرد. شعارهای روز اول، همچون آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت و برادری، همان شعارهای امروز است؛ و این، نشانهی سلامت و اصالت حرکتی است که از مبدأ وحی نشأت گرفته و با خون هزاران شهید آبیاری شده است. این نظام و انقلاب، پدیدهای زنده و بااراده و محصول مجاهدت ملتی بزرگ است که اراده کرد سرنوشت خود را به دست گیرد و طوق بندگی غیرخدا را از گردن بردارد.
این استقامت بر حق، البته هزینههای سنگینی نیز در پی داشته است. از همان روز نخست، شیاطین انس و جن و سردمداران گمراهی و ستم، از چپ و راستِ مدرنیته، در برابر این صدای جدید صف کشیدند. جنگ تحمیلی هشتساله، تروریسم کور دههی شصت، محاصرهی اقتصادی خردکننده، تهاجم فرهنگی بیامان و فتنههای پیچیدهی امنیتی، همگی هزینههایی بود که ملت ایران برای پاسداری از استقلال، آزادی و عزت خود پرداخت کرد. البته دشمنان مانند همیشه در محاسبات خود همواره دچار خطا بودهاند و خداوند متعال همواره حافظ و نگهبان این شجرهی طیبه بوده است.
فتنهی اخیر نیز پردهی دیگری از این دشمنی عمیق و تاریخی دشمن بود؛ یک طراحی آمریکایی-صهیونیستی که باز هم بر پایهی «خطای محاسباتی» شکل گرفت. دشمن، ملت ایران را نشناخت و با تکیه بر مزدوران داخلی و جنگ ترکیبی و شناختی گسترده، گمان کرد میتواند با اردوکشی خیابانی و سوءاستفاده از برخی مطالبات بهحق مردمی، کمر این ملت را خم کند و این شجرهی طیّبه را به لرزه درآورد. آنها با تمام توان اطلاعاتی، رسانهای و مالی خود به میدان آمدند و شخص رئیسجمهور آمریکا، فرماندهی این جنگ ترکیبی را بر عهده گرفت تا با آتشافروزی و کشتهسازی، امنیت کشور را سلب و مردم را در مقابل نظام قرار دهد. اما بار دیگر دچار خطای محاسباتی شدند؛ چرا که قدرت نرم و تعیینکنندهی این ملت را از یاد برده بودند: ایمان، غیرت دینی و بصیرت. این قدرت معنوی، این بار نیز در قامت حضور میلیونی مردم، آتش فتنه را خاموش و خاکستر کرد و با حضوری تاریخساز، مشت محکمی بر دهان دشمن کوبید و ثابت کرد که در دفاع از ایران عزیز و نظام اسلامی، یکپارچه و متحد است.
مردم ایران با بصیرتی مثالزدنی، صف خود را از اغتشاشگران جدا کردند و در بزنگاه تاریخی، با حضور میلیونی خود، کمر فتنه را شکستند و به جهانیان نشان دادند که حافظان اصلی این «شجرهی طیبه» خودشان هستند. این حضور اثبات کرد که پیوند میان مردم و نظام، همان پایهی اصلی و عامل استحکام روزافزون انقلاب است و ایمان به شهادت، این ملت را در برابر هیچ تهدیدی شکستپذیر نمیسازد.
امروز در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی، جمهوری اسلامی درختی ریشهدار و پرثمر است که «أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ» (سوره ابراهیم، آیه ۲۴) و الهامبخش ملتهای منطقه و به چالشکشندهی «نظام سلطه» است. پیام اصلی انقلاب، یعنی «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ» (سوره بقره، آیه ۲۷۹)، همان حقیقتی است که خواب را از چشم مستکبران ربوده و راه پیش رو، پیمودن همین «صراط مستقیم» است؛ با حفظ وحدت، تکیه بر تواناییهای درونی، مجاهدت خستگیناپذیر جوانان در عرصههای علم و فناوری و ایستادگی قاطعانه در برابر زیادهخواهی دشمن. این نسل، همان امتداد نسل ۵۷ است که با ایمانی عمیقتر و بصیرتی نافذتر، پرچم انقلاب را برافراشته نگاه داشته است.
ملت ایران با عبور از فتنهها و چالشها، آبدیدهتر و مصممتر از همیشه، در مسیر تحقق آرمانهای بلند خود گام برمیدارد و این وعدهی الهی است که «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ» (سوره حج، آیه ۴۰)؛ و خداوند، یاریکنندگان خود را بیشک یاری خواهد کرد. راهپیمایی ۲۲ بهمن، رفراندوم سالانهی این ملت برای صیانت از آرمانها، تجدید میثاق با امام راحل، نمایش قدرت ملی و اعلام وفاداری به صراط مستقیمی است که امام عزیز ترسیم نمود. این حضور، پیامی روشن به دشمنان مستکبر و فریبخوردگان داخلی است که این انقلاب، ریشه در اعماق ایمان این ملت دارد و تا زمانی که این ملت با وحدت، بصیرت و اتکال به قدرت لایزال الهی در صحنه است، هیچ قدرتی نخواهد توانست به این بنای مستحکم گزندی وارد آورد. این وعدهی تخلفناپذیر الهی است که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (سوره محمد، آیه ۷)؛ و ملت ایران، این نصرت الهی را در همه حوادث با تمام وجود لمس کرده است.
والسلام علی من اتبع الهدی
[۱] – بخشی از پیام حضرت آیتالله خامنهای به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب ۰۴/۱۱/۱۳۶۸





