متفکر فرزانه، مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در 20 آبان 1322 شمسی در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرِ ایشان، آیتالله العظمی سید نورالدین حسینی الهاشمی (1335ـ1274ش)، از مراجع طراز اول ایران در آن زمان و مؤسس حزب دینی و ضداستعماری «برادران» بود. آیتالله العظمی خامنهای در تاریخ 11/2/1387 در جمع مردم شیراز، مرحوم سید نورالدین حسینی را «روحانیِ شجاع، سازمانده، فعال و زمانشناس» خطاب کردند.
بستر تربیتی
سید منیرالدین حسینی در خانۀ آن فقیه مبارز و مجاهد رشد کرد و شخصیت و اندیشهاش در چنین محیط و بستری، نُضج یافت. وی بهشدت تحتتأثیر شخصیت معنوی و علمی پدر خویش بود و بینش سیاسی و تفکر اجتماعی را از آن مرحوم به ارث برد. میتوان «سید نورالدین حسینی» را نخستین مربی و معلّم «سید منیرالدین حسینی» دانست که آثار این تعلیم و تربیت، تا آخر عمر با وی همراه بود.
تحصیلات حوزوی
سید منیرالدین حسینی تحصیلات کلاسیک را با سرعت طی کرد و وقتی وارد کلاس هفتم شد، یازده سال بیشتر نداشت. شوق تحصیل در معارف دینی، موجب شد به فراگیری علوم حوزوی مبادرت ورزد. او دوازده و نیم سال داشت که پدر بزرگوارشان از دنیا رفتند. وی پس از گذراندن «دورۀ مقدمات» و بخشی از «دورۀ سطح» در شیراز، در سال 1338 برای تکمیل تحصیلات خود رهسپار حوزۀ علمیۀ قم گردید و کتاب «معالم» را نزد آیتالله شیخ مرتضی بنیفضل، کتاب «حاشیه» را نزد آیتالله اسماعیل صالحی مازندرانی و کتاب «قوانین» را نزد آیتالله شیخ مصطفی اعتمادی و بخشی از کتاب «رسائل» را نزد آیتالله شیخ حسین نوری همدانی تلمذ نمود. ایشان در سال 1344 به شیراز بازگشت و در آنجا مستقر شد و ادامۀ کتاب «رسائل» را از محضر آیتالله سید محمود علوی فراگرفت و همچنین در دروس «رجال» و «درایه» حجتالاسلام و المسلمین شیخ جعفر شاملی شرکت کرد؛ در این فرصت، همچنین فعالیتهای جدیِ مطالعاتی و پژوهشی بر روی آثار پدرش انجام داد تا بر مبانی فکری پدر در زمینههای علمی و اجتماعی اشراف پیدا کند.
ادامه تحصیل و پیوستن به مبارزات انقلابی
سید منیرالدین حسینی، مدتی کوتاه بعد از رحلت آیتالله العظمی بروجردی، امام خمینی(ره) را فقیه اعلم تشخیص داد و مقلّد ایشان شد؛ در آن زمان، حضرت امام هنوز قیام خود را آغاز نکرده بودند. وی در دوران مبارزات انقلابی، به جبهۀ امام خمینی(ره) پیوست و تحت لوای ایشان قرار گرفت و در قم، شیراز و نجف، به جریان انقلاب اسلامی کمک کرد. ایشان دلبستگی زیادی به شخصیت حضرت امام داشت، از این رو، به نجف اشرف هجرت کرد تا از محضر امام، که به عراق تبعید شده بودند، بهره ببرد و همچنین در دروس علمای دیگر شرکت کند. او در حوزۀ نجف، اواخرِ کتاب «رسائل» را نزد آیتالله شهید سید اسدالله مدنی تبریزی آموخت و کتاب «کفایةالاصول» را نزد آیتالله سید عباس خاتم یزدی و آیتالله سید جعفر کریمی تلمذ کرد و کتاب «مکاسب» را بهطور کامل از محضر آیتالله شیخ حسین راستی کاشانی درس گرفت. وی در بهمنماه سال 1349 به شیراز بازگشت و بعد از مدتی، عازم قم گردید. ایشان در حوزۀ قم در حلقۀ دروسِ خارج آیتالله سید ابوالقاسم فانی اصفهانی و آیتالله مرتضی حائری حضور یافت و از محضر آنها نیز بهرههای علمی زیادی گرفت. ایشان در کنار تحصیل علوم حوزوی، از فراگیری مبانی فلسفه و منطق و تعمّق در آنها نیز غافل نبود؛ بهویژه اینکه منابع و آثار مهم فلسفی شرقی و غربی را نیز مورد مطالعه و دقّت پژوهشی قرار داد و لذا در مناظرات و نشستهای علمی، با قدرت به نقد اندیشههای مارکسیستی و کاپیتالیستی و سایر تئوریهای مدرن میپرداخت.
تغییر ذهنیت بعد از حضور در درس ولایت فقیه
سید منیرالدین حسینی در حادثه پانزده خرداد، در ماجرای کاپیتولاسیون، در برگزاری چهلم شهدای قم و تبریز، در سخنرانیهای تبلیغی برای معرفی اندیشههای حضرت امام، و… نقش جدّی ایفا کرد، اما ترجیح میداد در جهت تقویت جنبۀ فرهنگی مبارزات، حتیالمقدور به تبیین و تعمیق تئوری انقلاب اسلامی براساس اندیشههای امام خمینی(ره) بپردازد. نقطهعطف مهمی که سرآغاز ارتقاء ذهنیت وی و ورود به فصل جدید از مبارزات فرهنگی و سیاسی شد، حضور ایشان در سلسله دروس ولایت فقیه بود. در سال 1349 در نجف اشرف، حضرت امام بحث حکومت اسلامی را تدریس کردند که دوازده جلسه به طول انجامید. سید منیرالدین حسینی در آن درسها حضور یافت و تأثیر عمیقی از آن پذیرفت و تغییراتی در افق دید و اندیشۀ او رخ داد که به تعبیر خودشان، او را از «تفکر اجتماعی» به «تفکر حکومتی» منتقل کرد. سید منیرالدین حسینی در خاطرات خود میگوید: «تا قبل از حضور در درس ولایت فقیه، در اندیشۀ حزب و تحزّب بودم، اما بعد از آن، ذهنیت من کلاً به هم ریخت و به فکر نظام و حکومت افتادم و فرمایشات امام به من خط میداد». در حقیقت، دروس ولایت فقیه در نجف، حلقۀ مفقودۀ پروژۀ «تحقق اسلام در عینیّت» بود که امام خمینی(ره)، آن را از ابتدای دهۀ چهل شمسی آغاز کردند.
تدریس «روش اجتهاد» به جوانان مبارز
یکی از ارکان اندیشۀ سید منیرالدین حسینی، اعتقاد راسخ به «اصالت و حقانیت روش اجتهاد» بهعنوان تنها روش منطقی و قاعدهمند اتصال به منابع اصیل دین، در مقابل روشهای دیگر بود. ایشان علاوهبر تبیین تئوری ولایت فقیه برای جوانان انقلابی، احساس وظیفه میکرد که برای جلوگیری از انحرافات ایدئولوژیک و مقابله با جریانهای التقاطی در فهم دین و تفسیر قرآن، عمق و استحکام روش فقاهت را تدریس و تبیین کند. ایشان این اصل و روش را با سازمانهای انقلابی، گروههای دانشجویی و فعالان سیاسی و اجتماعی مطرح میکرد و به آنها آموزش میداد. سید منیرالدین حسینی برای انحرافیابی و تصحیح لغزشهای فکری، همراه با «نقد محتوا و آثارِ» مکاتب و جریانها یا اندیشۀ افراد شاخص، دست روی «روش» آنها میگذاشت و روشها را نیز به نقد میکشید و ریشههای انحرافها و التقاطها و لغزشهای فکری و رفتاری را به اعوجاج و ضعف در متدلوژیها منسوب مینمود.
نقشآفرینی در تدوین قانون اساسی کشور
پس از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، سید منیرالدین حسینی بهدلیل دغدغههایی که نسبتبه امر ادارۀ اسلامی داشت، جزو کسانی بود که در فرایند تدوین قانون اساسی اندیشهورزی کرد و یکی از چهار پیشنویس مطرحشدۀ قانون اساسی را ایشان تنظیم و پیشنهاد نمود. وی بعد از ارائۀ این پیشنویس، برای شرکت در انتخابات خبرگان قانون اساسی ثبتنام کرد و با رأی مردم فارس وارد این مجلس گردید و فعالیتهای جدّی و اثرگذار در تدوین قانون اساسی داشت، بهگونهای که در تصویب «اصل ولایت فقیه، اصل حاکمیت ملی و جایگاه قوا، اصل نظارت شورای نگهبان، اصل مربوط به واگذاری فرماندهی کل قوا به ولی فقیه و…» نقش مؤثری ایفا کرد.
سید منیرالدین حسینی بهواسطۀ حضور در مجلس خبرگان قانون اساسی و ارتباطات زیادی که با مسئولان و مدیران اجرایی کشور داشت، درک دقیق و واقعبینانهای از مسئلۀ اداره و حکومت پیدا کرد و متوجّه شد که با اکتفا به قانون اساسی، که شاکلۀ کلی نظام اسلامی بود، نمیتوان پیادهشدن اسلام در عینیّت را تضمین کرد، بلکه پیاده کردن اسلام، ابزار و منطق میخواهد تا با آن بتوان احکام و معارف دینی و آرمانهای نظام اسلامی را در مناسبات اجتماعی جریان داد.
دغدغۀ جریان دین در عینیت، بعد از تصویب قانون اساسی
ایشان بعد از تصویب قانون اساسی شش ماه به نحوۀ جریان دادن اسلام در عینیت و دستیابی به تمدّن اسلامی اندیشید و به این نتیجه رسید که در کنار منطق استنباط شرعى، که عهدهدار حجیت استنادات شرعی است، به منطق دیگری به نام «منطق انطباق» نیاز است که عهدهدار تطبیق «احکام الهی» بر «نظامات اجتماعى» باشد و مانع از خطا در این امر گردد و راه را بر توجیه مشروعیت الگوهاى مادى اداره کشور مسدود کند! ایشان در آن زمان بر این باور بود که تفقه دینى در حوزۀ احکام و اعتقادات، علاوهبر اتقان و حجیت، از جامعیت و کفایت در امر اداره نیز برخوردار است و تنها فقدان منطق انطباق، موجب ناتوانى در هدایت نظامات اجتماعى از پایگاه معارف دینى گردیده است.
سرآغاز انقلاب فرهنگی دانشگاهها در سال 1359، نقطهعطفی در جهاد علمی و فرهنگی مرحوم استاد حسینی به شمار میرود. ایشان، آن زمانۀ پُر تبوتاب و حسّاس را مغتنم شمرد و با تمامی وجود کوشش نمود تا اعماق انقلاب فرهنگی را برای نخبگان حوزۀ و دانشگاه، بشکافد و تشریح کند. او میدانست که اگر این فرصت بزرگ تاریخی قدر نهاده شود، با پیدایش هماهنگی عمیق در دو کانون مولّد علم کشور (حوزه و دانشگاه)، این دو مرکز سازندۀ جریان علمی و فرهنگی، در یک امتداد قرار خواهد گرفت و مکانیسم مناسبی برای تحقق عینی دین فراهم خواهد گردید و آیندۀ انقلاب اسلامی را در میان امواج متلاطم جهان مادی، تأمین و تضمین خواهد کرد.
تأسیس فرهنگستان علوم اسلامی
با این نگاه به انقلاب فرهنگی و بهمنظور تلاش سنگین علمی در انجام مقدمات و الزامات این امر، سید منیرالدین حسینی به تأسیس دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی همّت گماشت و بهعنوان اولین قدم، مجمع مقدّماتی فرهنگستان علوم اسلامی را در فضای خروشان و فراموشنشدنی حضور دانشجویان و اساتید دانشگاههای کشور در قم، برگزار کرد. از آن پس نیز پنج مجمع مقدّماتی دیگر در دانشگاههای شیراز، اصفهان، کرمان، تبریز و نهایتاً قم برگزار گردید. ایشان در آن مجامع، ضرورت و اهداف تأسیس این نهاد علمی و پژوهشی را مطرح کرد و در پایان با اعلام آغاز به کارِ رسمی «دفتر مجامع مقدّماتی فرهنگستان علوم اسلامی»، آن را پایگاه فعّالیّتهای آکادمیک در سیر تحقّق انقلاب فرهنگی قرار داد. ایشان اصل «تمدّنسازی الهی بر مبنای مذهب حقّۀ جعفری اثنیعشری» و «اصالت روش اصولیون و طریق فقاهت سنتی متداول حوزههای علمیه» و سایر اصول ارزشی را در مرامنامۀ دفتر فرهنگستان علوم اسلامی گنجاند تا خط صحیح حرکت پژوهشی این مرکز را ترسیم نماید. استاد حسینی با این نگرش تمدّنی به انقلاب اسلامی مینگریست و تفکر حکومتی را در مقیاس تمدّنسازی اسلامی برای زمینهسازی عصر ظهور تفسیر مینمود.
عبور از «منطق انطباق» به «منطق هماهنگی»
با این رویکرد اجتماعی و تمدّنی، توجه استاد حسینی به ضرورتى دیگر و کاملتر معطوف شد و تحقیقات ایشان وارد وادى عمیق و پردامنهای گردید؛ ایشان به این نتیجه رسید که صرفاً با «منطق جریان احکام الهی در موضوعات اجتماعی (منطق انطباق)» نمیتوان جامعۀ دینی و تمدن اسلامی ساخت، بلکه ضروری است منطق استنباط هم تکامل پیدا کند و در مقیاس پاسخگویی به نظامات اجتماعی و مسائل مبتلابه حکومت دینی برآید. ایشان معتقد بود جامعۀ ما به تشتت و دوپایگی منطقی آشکار مبتلاست؛ زیرا ازیکسو مدیریت علمی را پذیرفتهایم و میخواهیم بر مبنای علم، جامعه را اداره کنیم و از سوی دیگر میخواهیم بر مبنای دین، آموزهها و ارزشهای دینی جامعه را بازسازی کنیم؛ لذا نوعی تعارض دائمی بین تفکر دینی و اندیشههای علمی وجود دارد که راهحل عبور از این تعارضها، هماهنگسازی «منطق فهم دینی» و «منطق معادلات عینی» است.
تأسیس فلسفۀ چگونگی اسلامی
آنچه موضوع نظر ایشان و در دستور کار فرهنگستان علوم اسلامی قرار گرفت، موضوع فلسفۀ حاکم بر منطقها بود. سید منیرالدین حسینی دریافت که توسعه و هماهنگسازی این منطقها، باید از پایگاه «فلسفۀ منطق» انجام گیرد وگرنه محصول منطق فهم دینی و منطق معادلات کاربردی هماهنگ نخواهد شد. بر این اساس، ایشان مسائل مهم فلسفی مثل «وحدت و کثرت، زمان و مکان، اختیار و آگاهی» را از نو و با رویکرد کاربردی و با هدف ساخت منطق عام و شامل، محور پژوهش قرار داد و موفق شد «فلسفۀ نظام ولایت» را بهعنوان فلسفۀ چگونگی اسلامی تولید نماید. این فلسفه میتواند از طریق تولید نرمافزار و سختافزارهای بنیادین، مبنای توسعه و هماهنگسازی منطقهای مختلف گردد و «نظام استنباط»، «نظام کارشناسی» و «نظام برنامهریزی» را هماهنگ کند. این دستگاه فلسفی و روشی، در حقیقت همان نرمافزار پیشنهادی ایشان برای ادارۀ اسلامى جامعه است که میتواند ظرفیتی بزرگ در اختیار پژوهشگران و نخبگان جامعه قرار دهد و در مسیر تحقق «دولت اسلامی» و «جامعۀ اسلامی» و «تمدن اسلامی» به کار گرفته شود.
رحلت استاد در سال 1379
استاد سید منیرالدین حسینی، بعد از یک عمر دغدغۀ پژوهشی و جهاد علمی در مسیر «جریان اسلام در عینیّت» و «چگونگیِ اسلامی شدنِ مهندسی توسعۀ نظام اجتماعی»، و تربیت شاگردان برجستۀ حوزوی و دانشگاهی، ازجمله استاد سیّد محمّدمهدی میرباقری، در تاریخ 12 اسفند 1379 شمسی دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. بهمناسبت رحلت ایشان، رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله)، آیتالله حائری شیرازی، آیتالله راستی کاشانی و بعضی بزرگان دیگر، پیامهای تسلیت صادر کردند.
پژوهشهای انجام شده
سید منیرالدین حسینی بهدلیل تلقّی ژرفی که از درگیری تمدّنی انقلاب اسلامی در برابر تمدّن غربی داشت، علاوه بر مباحث فلسفی و روشی، همواره در موضوعات عینی و مصداقی نیز ورود میکرد و با رویکرد نظاممند، به طرح بحث و واکاوی مسائل مبتلابه جامعه میپرداخت و از منظر نگرش دینی و فلسفی و روشی خود، افقگشایی مینمود و لذا از ایشان، محتواهای گسترده و غنی در موضوعات مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در کنار مباحث فلسفی و روشی به یادگار مانده است. در نگاه کلی، حدود 3500 جلسه پژوهشی از استاد سید منیرالدین حسینی ثبت و ضبط شده است که فهرست اهم عناوین آن در فصل آینده ارائه میگردد.
اهم عناوین پژوهشی بنیانگذار (اسناد علمی)
بخش اول: مباحث فلسفی و روشی
ردیف | عنوان | تعداد جلسات | تاریخ |
1 | زمینه دستیابی به فلسفه اصول روش تنظیم نظام (چهار دوره) | 347 | 1362 الی 1372 |
2 | بررسی جایگاه عقل در شناختشناسی | 10 | 1363 الی 1364 |
3 | زمینه تحقیق پیرامون جامعهشناسی علم | 10 | 1371 |
4 | پرسش و پاسخ علم و ادراک | 14 | 1371 الی 1372 |
5 | مبانی نظام فکری براساس فلسفه نظام ولایت | 15 | 1375 الی 1376 |
6 | نظام ولایت اجتماعی | 12 | 1377 |
7 | منطق انطباق (منطق موضوعشناسی اسلامی) و ریاضیات | 18 | 1358 |
8 | شیوه برنامهریزی اسلامی | 18 | 1361 الی 1362 |
9 | مباحثی پیرامون ریاضیات | 15 | 1363 الی 1364 |
10 | زمینه تحقیق در روش برنامهریزی براساس اسلام | 96 | 1363 الی 1365 |
11 | زمینه دستیابی به اصول روش طراحی برنامه (دو دوره) | 96 | 1363 الی 1365 |
12 | زمینه تحقیق در موضوعشناسی اسلامی و منطق موضوعشناسی (چندین دوره) | 86 | 1362 الی 1366 |
13 | کلیات روش دستهبندی و تنظیم امور (دو دوره) | 21 | 1365 الی 1366 |
14 | زمینه دستیابی به اصول روش تنظیم امور (الگو) (سه دوره) | 120 | 1364 الی 1369 |
15 | مباحثی پیرامون مدل (چهار دوره) | 80 | 1367 الی 1373 |
16 | روش تولید تعاریف کاربردی | 27 | 1372 |
17 | زمینه طراحی روش تولید معادلات کاربردی (دو دوره) | 63 | 1373 الی 1376 |
18 | قوانین روش تنظیم نظام | 52 | 1372 الی 1379 |
19 | مدل برنامه تحقیق | 39 | 1377 |
20 | روش تنظیم برنامه تحقیقات کتابخانهای | 32 | 1378 |
علاوه بر دورههای پژوهشی فوقالذکر موضوعات متعدد دیگری نیز در حجم و جلسات محدودتر مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند که برخی از آنها عبارتاند از:
ـ نقد و بررسی حرکت و تضاد سیستمی هگل
ـ رابطه هستها و بایدها
ـ ربط فلسفه با مدل
ـ بررس رابطه علم و دین
ـ منطق انطباق
– نشست پژوهشی پیرامون ریاضیات
ـ نقد روش سیستمی
– فلسفه علوم پزشکی حلقه واسط بین فیزیک و علوم اجتماعی
و …
بخش دوم: فلسفه اصول و فقه حکومتی
ردیف | عنوان | تعداد جلسات | تاریخ |
1 | مبادی علم اصول فقه حکومتی | 95 | 1373 الی 1376 |
2 | مبادی مدل تطبیقی اصول فقه | 26 | 1374 الی 1375 |
3 | مبانی اصول استنباط حکومتی | 24 | 1375 الی 1376 |
4 | مبانی اصول فقه تطبیقی | 38 | 1377 الی 1378 |
5 | فلسفه اصول فقه حکومتی | 96 | 1378 الی 1379 |
علاوه بر دورههای پژوهشی فوقالذکر موضوعات متعدد دیگری نیز در حجم و جلسات محدودتر مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند که برخی از آنها عبارتاند از:
ـ فقه پویا و فقه سنتی
ـ اسلام و مقتضیات زمان و مکان
ـ بررسی روش تحقیق در حوزه
ـ نقش زمان و مکان در اجتهاد
و …
بخش سوم: اندیشه پیشرفت و تکامل اجتماعی
| ردیف | عنوان | تعداد جلسات | تاریخ |
انقلاب اسلامی و حکومت دینی | 1 | مقایسه جامعه ایران در قبل و بعد انقلاب | 17 | 1371 |
2 | پیرامون جنگ | 5 | 1366 | |
3 | التقاط سیاسی | 6 | 1365 | |
4 | ضرورت تبیین فلسفی ولایت مطلقه فقیه (سه دوره) | 61 | 1366 | |
5 | منزلت ولایت و رهبری و تحلیل برنامه دوم توسعه | 12 | 1373 | |
6 | فلسفه حکومت | 14 | 1375 | |
7 | فلسفه تاریخ | 8 | 1375 | |
تحول در نظام اجتماعی | 8 | مباحثی پیرامون پرورش مدیریت فکری | 18 | 1372 الی 1373 |
9 | جایگاه هیئات مذهبی در نظام ولایت | 9 | 1373 الی 1374 | |
10 | خاستگاه اطلاعات و امنیت در نظام ولایت الهی | 10 | 1374 | |
11 | الگوی تنظیم برنامه حوزههای علمیه | 40 | 1374 الی 1375 | |
12 | مدل تنظیم سیاستهای کلان فرهنگی | 43 | 1376الی 1377 | |
13 | مدل تنظیم سیاستهای کلان سیاسی | 25 | 1376الی 1377 | |
14 | مدیریت توسعه فرهنگی (مدل شبههشناسی) | 37 | 1378 الی 1379 | |
15 | مدل گزارشگیری فرهنگی | 6 | 1375 | |
16 | تعریف و طرح تنظیم مدل کلی جرمشناسی | 16 | 1378 | |
17 | اسلامی شدن دانشگاهها | 10 | 1375 الی 1376 | |
18 | طبقهبندی موضوعات اجتماعی | 5 | 1376 | |
19 | مدل شخصیتشناسی تاریخی | 5 | 1376 | |
20 | طرح امنیت ملی (توضیح جدول جامعهشناسی) | 13 | 1376 | |
21 | مبانی و مدل نظری ارتباطات و مخابرات | 30 | 1377 | |
22 | مدل تخمینی ارزیابی صنعت (دو دوره) | 63 | 1378 الی 1379 | |
23 | رهایی آینده از گذشته یا گذشته از آینده | 8 | 1377 | |
24 | مدل مناظره سازمانی | 24 | 1377 الی 1379 | |
25 | علل و عوامل ناهنجاریهای اجتماعی | 13 | 1378 | |
26 | طرح آسیبهای قضایی | 7 | 1379 | |
27 | جهانی شدن فرهنگی (دو دوره) | 56 | 1379 الی 1379 | |
28 | مباحثی پیرامون پرورش مدیریت فکری | 18 | 1372 الی 1373 |
روش تحقیق و مدیریت تحقیقات | 29 | نظام مقایسه روش تحقیق در اقتصاد (دو دوره) | 27 | 1378 |
30 | زمینه تحقیق در مبانی و فلسفه هنر اسلامی در چند مرحله | 8 | 1363 الی 1378 | |
31 | روش تحقیق در اقتصاد (دو دوره) | 27 | 1378 | |
32 | مبانی نظری و مدلسازی در مدیریت (مباحث متعدد) | 15 | 1362 الی 1379 | |
33 | زمینه تحقیق پیرامون فلسفه مدیریت تحقیقات | 12 | 1373 الی 1374 | |
34 | طرح تأسیس و تعریف بانک توسعه اسلامی اطلاعات | 51 | 1374 الی 1375 | |
اقتصاد و توسعه | 35 | طرز تنظیم امور اقتصادی در اسلام | 188 | 1360 الی 1362 |
36 | مقایسه مبنایی سیستمهای اقتصادی شرق و غرب | 39 | 1361 الی 1362 | |
37 | پژوهشی پیرامون راههای رفع مشکل تورم | 14 | 1362 | |
38 | بررسی کلیات طرح تعاونی | 29 | 1363 الی 1364 | |
39 | کارخانه نمود تمرکز | 5 | 1365 | |
40 | مدل تنظیم سیاستهای کلان اقتصادی | 31 | 1377 الی 1376 | |
41 | مدل تحلیل ونقد برنامه توسعه | 15 | 1378 | |
42 | مدل ارزیابی نقدهای برنامه توسعه | 12 | 1378 | |
43 | نظام مقایسه روش تحقیق در اقتصاد (دو دوره) | 27 | 1378 | |
44 | مدل تخمینی ارزیابی صنعت (دو دوره) | 63 | 1378 الی 1379 | |
45 | طرز تنظیم امور اقتصادی در اسلام | 188 | 1360 الی 1362 | |
46 | مقایسه مبنایی سیستمهای اقتصادی شرق و غرب | 39 | 1361 الی 1362 | |
47 | پژوهشی پیرامون راههای رفع مشکل تورم | 14 | 1362 | |
48 | بررسی کلیات طرح تعاونی | 29 | 1363 الی 1364 | |
49 | کارخانه نمود تمرکز | 5 | 1365 | |
50 | مدل تنظیم سیاستهای کلان اقتصادی | 31 | 1377 الی 1376 | |
51 | مدل تحلیل ونقد برنامه توسعه | 15 | 1378 | |
52 | مدل ارزیابی نقدهای برنامه توسعه | 12 | 1378 | |
زن و خانواده | 53 | ارزیابی وضعیت زنان در جامعه و ارائه الگوی مطلوب اسلامی | 38 | 1369 الی 1371 |
54 | بررسی منزلت زن | 49 | 1378 الی 1379 | |
اخلاق و معارف | 55 | اخلاق اسلامی | 15 | 1373 الی 1376 |
56 | تهذیب فردی، اجتماعی، تاریخی | 5 | 1375 | |
57 | بررسی زندگی و شخصیت حضرت زهرا(س) (در چند مرحله) | 9 | 1375 الی 1379 |
علاوه بر دورههای پژوهشی فوقالذکر موضوعات متعدد دیگری نیز در حجم و جلسات محدودتر مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند که برخی از آنها عبارتاند از:
1 ـ تدوین نظام اقتصاد اسلامی و خصلت مشترک سیستم سود و سرمایه
2 ـ ربا و پول در نظام شهری
3 ـ دستهبندی اساسی اقتصاد اسلامی
4 ـ طرح الگوی توسعه
5 ـ تشریح مفاهیم زیرساختی اقتصاد
6 ـ شیوه استخراج سیاستهای کلی اقتصادی از فرمایشات حضرت امام(ره)
7 ـ بررسی کتاب اقتصادنا (شهید صدر)
8 ـ معنای عدالت در شرق و غرب
9 ـ تفاوت شرکت اسلامی با غیر اسلامی
10 ـ موانع ساختاری اشتغال دانش آموختگان
11 ـ کارآفرینی
12ـ استراتژی تحقیقات
9ـ مدیریت تحقیقات طب اسلامی
11 ـ منطق جامعنگر معماری اسلامی
12ـ روش تحقیق در مبانی علم تغذیه
12 ـ تعلیم و تربیت در اسلام
13 ـ مدرنیته و اخلاق
14 ـ سیاست برخورد با قومیتها و ادیان
15ـ حدود وظایف و اختیارات دولت اسلامی
16ـ بحران در علوم انسانی اسلامی
17ـ بحثی پیرامون موضوع مناظره با دکتر سروش
18 ـ تحلیل بحران شهرداری تهران
19ـ تحلیل انجمن حجتیه
20ـ سیاست برخورد با شبکههای اطلاع رسانی
21ـ طرح اولویتبندی موضوعات فرهنگی ـ اجتماعی
22 ـ سازمان
23 ـ مبادی مدل شناسایی عاشورا
24 ـ روشهای نقد اطلاعات
25 ـ سیاستهای اصولی در تنظیم سند زنان مسلمان
26 ـ بررسی مفاهیم توسعه، صلح و تساوی از نظر فلسفه سیاسی
27 ـ تنظیم مدل حجاب و ارتباط آن با تکامل اجتماعی
28 ـ مشارکت اجتماعی
29 ـ ضرورت و ارکان نظامسازی
30 ـ اسلام آمریکایی
31 ـ مدیریت فرهنگی
32 ـ بحثی پیرامون خرافات و موهومات
33ـ خطر مقدس مآبها برای انقلاب اسلامی
34 ـ جایگاه دولت در برنامهریزی فرهنگی
35 ـ جنگ روانی و …













