خانه » العلم سلطان

العلم سلطان

یادداشت به مناسبت ایام الله دهه فجر

دهه فجر

هر جامعه‌ای دارای سه بُعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. بعد از انقلاب اسلامی، جامعه ایران با وجود مقابله ابرقدرت‌های استکباری، همچنان ولو به سختی، به راه خود در مسیر انقلاب پیش می‌رود. در این سیر، با مشکلات بسیاری روبه‌رو شده است که با وجود گذر از برخی از آن‌ها، هنوز مقدار زیادی حل‌ناشده باقی مانده‌ است؛ به نظر می‌رسد تمام مشکلات از بی‌توجهی به سخنان رهبری جامعه به وجود می‌آید و حل مشکلات و پیشرفت یک جامعه نیز در گرو عمل به سخنان رهبران واقعی[۱] آن جامعه است. اگر این سخن پذیرفته شود، هر جامعه‌ای برای حل مشکلات و پیشرفت خود، باید به سخنان رهبر خود دل سپرده و آن را آموخته، بیاموزاند و مطالبه کند.

جامعه انقلابی ایران نیز اگر خواهان حرکت در جهت همان آرمان‌هایی است که برایشان انقلاب کرده، باید به سخنان رهبری این انقلاب گوش فرا دهد. یکی از تأکیدات کلیدی رهبر انقلاب این است که: «العلم سلطان».

می‌خواهیم ببینیم معنای این کلام چیست؟ می‌شود به این کلام از منظر سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی نگریست؛ اما در این نوشته کوتاه، می‌خواهیم از منظر اقتصادی به این کلام بپردازیم.

ما انسان‌ها در جهان مادی زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم بدون بهره‌مندی از امکانات مادی به حیات خود ادامه دهیم. برای تأمین نیازهای مادی خود، نیازمند سه عاملِ «سرمایه»، «نیروی کار» و «تکنیک یا ابزار» هستیم که بدون هریک از آن‌ها، تأمین نیازها امکان‌پذیر نیست؛ هرچند سهم تأثیر آن‌ها در تأمین نیاز برابر نیست. برای اینکه موضع مناسبی نسبت به این عوامل داشته باشیم، باید سهم تأثیر هر یک از عوامل را —اولاً به لحاظ کیفی و ثانیاً به لحاظ کمی— بدانیم تا متناسب با سهم تأثیر هریک، به آن‌ها بها بدهیم. اما کدام‌یک از این عوامل به ترتیب در رتبه اول، دوم و سوم قرار دارد؟ اگر عامل اول —که بیشترین سهم تأثیر را در منتجه دارد— مشخص شود، به راحتی نسبت عامل دوم و سوم به هم، در نسبت‌سنجی آن‌ها با عامل اول، مشخص خواهد شد.

اما کدام‌یک از آن عوامل نسبت به دو عامل دیگر اصلی است؟ اگر بخواهیم برای رفع یک نیاز حداقلی، مثلاً مقابله با سرما اقدام کنیم، نبود کدام‌یک از این سه عامل بیش از دیگر عوامل برایمان ایجاد محدودیت می‌کند و یا برعکس، وجودش بیش از سایرین برایمان کارگشا است؟ جایگاه تکنولوژی به نحوی است که می‌توان گفت هر کس یا جامعه‌ای از تکنولوژی بالاتری برخوردار باشد، دارای قدرت بیشتری است و توان تولید سرمایه بیشتری را حاصل می‌نماید و نتیجتاً توانایی به خدمت‌گیری نیروی کار اجتماعی را نیز برای خود به دست می‌آورد. این سه عامل به محوریت تکنولوژی می‌توانند با هم‌افزایی جهت‌دار، منافع فرد یا طبقه‌ای را به‌طور سرسام‌آوری نسبت به سایر اعضای جامعه ارتقا بخشند.

و چون تکنیک و ابزار حاصل علم است، در حقیقت می‌توان گفت آنچه در مرتبه‌ای بالاتر نقش اصلی را بازی می‌کند، همان «علم» است که می‌توان آن را «تکنولوژی نرم» نامید. در روایت فرموده‌اند: «العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيه»[۲]. بدین معنی که: دانش، سلطنت و قدرت است؛ هر که آن را بیابد، با آن یورش برد و پیروز شود، و هر که آن را نیابد، بر او یورش برند و مغلوب گردد. بنابر آنچه گفته شد، می‌توان گفت چنانچه امکان بهره‌مندی از تکنیک و ابزار برای هر فرد یا طبقه‌ای نسبت به سایرین بیشتر باشد، به علت قدرتی که از آن حاصل می‌نماید، این امکان وجود دارد که در تقابل با دیگران، در تحمیل امیال خود اعمال قدرت و برتری نماید و دیگران را تابع خود ساخته و در جهت خواسته‌های خود، آن‌ها را به خدمت بگیرد.

در نتیجه ما می‌گوییم: اولاً اگر عده‌ای در کلان‌نظریه‌های اقتصادی، اصالت را به سرمایه و سود سرمایه می‌دهند و عده‌ای دیگر در مقابل آن‌ها، اصالت را در ارزش‌افزوده به «کار» می‌دهند، این گمانه، اصالت را به «تکنیک» می‌دهد. ثانیاً منظور این نظریه از اصالت، محوریت در سهم تأثیر است، نه حرکت در جهت هرچه کمتر کردن سهم عوامل دیگر و مصادره سهم آن‌ها به نفع خود؛ آن‌چنان که در سطح نظری و عملیِ نظریه‌های رقیب دیده می‌شود.

در پایان به برخی از سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره علم و قدرت اشاره می‌کنیم. سخن در این زمینه در گفتارهای ایشان بسیار زیاد است؛ چند دهه است که دائماً در مناسبت‌های مختلف به مسئولان، استادان، نخبگان علمی و مردم گوشزد می‌کنند:

«العلم سلطان؛ “سلطان” یعنی اقتدار؛ علم، اقتدار است. هر کسی که آن را داشته باشد “صالَ”، یعنی دست قدرتمند را خواهد داشت؛ هر کس که آن را نداشته باشد “صیلَ عَلَیه”، یعنی دست قدرتمندی بر سر او خواهد آمد، یعنی زیردست خواهد شد؛ این علم [است]. امروز شما این را مشاهده می‌کنید؛ آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به‌خاطر علمی که تحصیل کرده‌اند، توانسته‌اند همه دنیا را تصرف کنند. شما می‌دانید آمریکا، انگلیس، فرانسه و بسیاری از کشورهای اروپایی —حتی کشورهای کوچک— سال‌های متمادی، بعضی‌شان قرن‌ها، توانستند کشورهایی را تصرف کنند، هستی‌های آن‌ها را به باد بدهند و نابودشان کنند؛ بر ملت‌ها اقتدار پیدا کردند و مسلط شدند، به‌خاطر علم؛ دنبال علم بودند.[۳] علم یکی از چیزهایی است که در درجه اول در ایجاد قدرت ملی مهم است… علم مایه قدرت است؛ هم امروز و هم در طول تاریخ؛ در آینده هم همین‌جور خواهد بود. این علم یک وقت منتهی به یک فناوری خواهد شد، یک وقت هم نخواهد شد. خود دانش مایه اقتدار است؛ ثروت‌آفرین است؛ قدرتِ نظامی‌آفرین است؛ قدرتِ سیاسی‌آفرین است… پس کسی که علم دارد، او دست برتر را بر روی شما خواهد داشت؛ در مقدرات شما دخالت می‌کند؛ در سرنوشت شما دخالت می‌کند. گنجینه معارف اسلامی پر است از این حرف‌ها.[۴] زورگویی در دنیا زیاد است. زورگویان متکی به قدرتشان هستند. آن قدرت و آن ثروت و آن امکانات، برخاسته از دانش آن‌هاست. بدون دانش نمی‌شود مقابله کرد، نمی‌شود مواجهه کرد.[۵]»

منابع و ارجاعات

[۱] اگر کسی رهبر واقعی یک جامعه و برخاسته از ملت و آرمان‌های آن نباشد، چنین حکمی درباره او صدق نمی‌کند.

[۲] ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۹.

[۳] بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی، مورخ 26/07/1396

[۴] بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران، مورخ 13/11/1388

[۵] بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی، مورخ 14/07/1389

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چاپ مطلب