چکیده | مشاهده مقاله
مقدمه و اهداف: تحول در علوم انسانی بهعنوان موضوعی پیچیده، نیازمند نرمافزار یا الگوی شناسایی، ارزیابی و تصمیمگیری است. نخستین گام در این زمینه -بهعنوان پیشنیاز تحول- بررسی، واکاوی و تفرس در منابع موجود این علوم و ارائه طبقهبندی جامع از آنهاست؛ زیرا این علوم در وضعیت خلأ به سر نمیبرند و در تمام عرصهها، علوم تحققیافتهای وجود دارد. این کار با هدف آگاهی دقیق از علم محقَّق شده، ایجاد انسجام در این علوم و نمایش آن در یک الگو بهمنظور مشخص شدن کاستیها، جهتدهی مطالعات آتی و کمک به پژوهشگران برای انتخاب مسیر و جهتگیری صورت میپذیرد. درواقع، «بازمهندسی علوم انسانی»، بهعنوان نخستین گام در این راستا و نقطه عزیمت به سوی تحول، باید با قوت برداشته شود. در این راستا، نویسندگان این اثر، در بین علوم انسانی، «دانش مدیریت» را جهت هدف این پژوهش مورد توجه قرار دادهاند و در پی بازمهندسی نظام موضوعات این دانش و طبقهبندی آنچه در آن تولید شده، رفتهاند. پژوهش حاضر در پی آن است تا با استفاده از یک منطق ازپیشتعیینشده از روش تحقیق تکاملی، آنچه از ابتدا تاکنون در این دانش تولید شده را در یک الگوی جامع طبقهبندی کند. این الگو که از فراتحلیل متون مدیریت بهدست آمده است، قالبی برای خوانش مدیریت است که افزونبر نمایش موجودیها و مفصلبندی علم مدیریت، کاستیهای این علم را نیز نمایش میدهد. این اثر آشفتگی ذهنی و پراکندگیای را برطرف میکند که مخاطب غیرمدیریتی آن را حس میکند و برای کسانی مفید خواهد بود که کمتر در فضای مدیریت هستند؛ زیرا در یک نگاه، فهم کلی از دانش مدیریت را ارائه میدهد.
روش: در فاز مقدماتی تحقیق، بهمنظور تأمین مواد اولیه پژوهش از روش تحقیق دانشگاهی استفاده شده است. براساس پیاز پژوهش ساندرز،[۱] مبنای فلسفی تحقیق، تفسیری و جهتگیری آن بنیادی[۲] میباشد. همچنین پژوهش حاضر بهلحاظ روش، توصیفی – کیفی[۳] و دارای رویکردی استقرایی است. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها و شناسایی الگو نیز از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. در فاز اصلی تحقیق (روش تحقیق تکاملی)، بهمنظور بازمهندسی نظام موضوعات دانش مدیریت، از روش تحقیق تکاملی استفاده شده است. این روش مبتنی بر فلسفه نظام ولایت و توسط مرحوم علامه سیدمنیرالدین حسینیe ارائه شده است. نقطه عزیمت و خاستگاه این حرکت فکری گرایشها، باورها و قدرمتیقنهای دینی است و از مفاهیم انکارناپذیر برای ایجاد روش تحقیقی استفاده میکند که توان تولید تصرف در عینیت را دارد. براساس این روش، کدهای بهدستآمده از فاز مقدماتی، در قالب سه دسته کد اصلی «فعل، موضوع و هدف» طبقهبندی شدهاند. این سه دسته در طبقهبندی شاملتری تحت عنوان «درون علم» قرار گرفته و بههمراه طبقه «بیرون علم» (مبانی، مکتب، نظریه) و «ارتباط» (پیدایش، تغییر، تکامل) جدول و الگوی نظام موضوعات علم مدیریت را به نمایش گذاشتهاند.
نتایج: مبتنیبر روش تحقیق تکاملی، کدهای بهدستآمده در مرحله مقدماتی در سه دسته درون، بیرون و ارتباط طبقهبندی شده و در قالب جدول ۱ در هم ضرب میشوند که نظام موضوعات دانش مدیریت را در ۲۷ حوزه بازمهندسی میکند که هر حوزه ممکن است حاوی دانشهایی باشد که آن دانشها نیاز به تکمیل یا اصلاح دارند یا حوزههایی که اصلاً ادبیاتی در آن تولید نشده است.
طبقهبندی کدهای بهدستآمده در مرحله مقدماتی

بحث و نتیجهگیری: پژوهش حاضر، پیشنیاز تحول در هر یک از علوم انسانی را بررسی و طبقهبندی دقیق آنچه در این علوم محقق شده است، میداند. روش تحقیق تکاملی این بررسی و طبقهبندی را با عنوان «بازمهندسی نظام موضوعات» ارائه میدهد؛ بهطوری که میتوان ادعا کرد جنبهای از این علوم باقی نمانده که در الگوی نهایی پژوهش دیده نشده باشد. طبقهبندی علوم محقق فعلی در این چهارچوب، افزونبر نمایش جایگاه دقیق موضوعات میتواند جایگاههایی که کمتر مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته را نیز نمایش دهد. در چهارچوب ارائهشده از موجودیت علم مدیریت، سه دسته اصلی «فعل، موضوع، هدف» ارائه و اثرات لایههای بالاتر یعنی مبانی و مکتب و حتی نظریات بر این سه نشان داده شده است. مبتنیبر جدول نهایی این پژوهش و همچنین الگوی نمادین ارائهشده در انتهای مقاله، میتوان بیان نمود یکی از مواردی که محل تحول میتواند باشد، تغییر در مبانی است که مکاتب و در ادامه نظریات را تحت تأثیر قرار میدهد. بهطورمثال، انسانشناسی پارادایمهای جامعهشناسی سازمان و مدیریت نشان میدهد هیچیک، از ساحتهای مادی انسان فراتر نرفتهاند. طبیعی است که این نگاه در مکاتب و نظریات و در ادامه فعل، موضوع و هدف مدیریت خود را نشان میدهد؛ ازاینرو عنایت به مبانی یکی از بزنگاهها در تحول علوم انسانی است.
[۱]. Research Onion
[۲]. Basic/fundamental pure research
[۳]. Descriptive

